اندر حکایت مرغ زیرک و وام مسکن

هر که وامش بیش قسطش بیشتر

هر که قسطش بیشتر درویش تر

وام شیرین است اول ای پسر

در پسش دارد هزاران دردسر

می شود هم سفره ات لولوی قسط

تا به گردن می روی در توی قسط

قسط نیمی از وجودت می شود

رشته رشته تار و پودت می شود

البته وام ای برادر جان من

پارتی می خواهد و مرد کهن

دست ما کوتاه و خرما بر نخیل

ما کجا و وام رهن دسته بیل

باید از عمق دلت نیت کنی

گرچه این دام است اگر دقت کنی

در میان دشت وقتی دانه نیست

غیر دام ای مرغ زیرک چاره چیست؟

نیست غیر از وام گاهی چاره ای

چون ندارم غیر جیب پاره ای

وام مسکن هم یکی از وام ها ست

دانه‌مرغوب است از آن دام هاست!

مرغ زیرک چون که می افتد به دام

پس تحمل باید او را والسلام


--------------------------------------
پ.ن: برای قندالعماره  

جهان بینی

در جواب یک نفر که اخیرا از من خواسته بود جهان بینیم رو بنویسم این قطعه شعر رو سرودم


جهان یک ذره شیرینی ندارد

به غیر از بنجل چینی ندارد

سراپا شعر طنز است و فکاهه

دو مصرع شعر آیینی ندارد

جهان چندیست دیگر بارور نیست

از این رو طفلکی نینی ندارد

حواست جمع باشد در همین دور

که دنیا دور تمرینی ندارد

جهانم مثل شکلک های یاهوست

دهان دارد ولی بینی ندارد

به هر کس گفتم این را گفت با خود

که این یارو جهان بینی ندارد