مشکلات حاد
چند وقتی هست حالم مشکلات حاد دارد
مشکل من نیست. اصلا بخت من ایراد دارد
کلبه های روستایم زیر بار فقر له شد
در ازای آن تورم خانه ای آباد دارد
آن پلیس مهربانی که رفیق بچه ها بود
تازگی ها اخم کرده ، نیت ارشاد دارد
در تمام جنبه هایش شهر من دارد تعادل
در ازای هر مهندس یک نفر معتاد دارد
یک نفر می گوید اینجا غصه حرف خنده داری است
در ورای پوزخندش این قدر اسناد دارد
گفته در این چند ساله هر چه بوده خوب بوده
هر چه هم بد بوده ریشه در زمان ماد دارد
مشکلات ریز و گنده ،چاله های هر خیابان
مثل صدها چیز دیگر ربط با موساد دارد
خواجه جان با نقش ایوان بیخودی بازی نفرما
وقتی اصلا این عمارت مشکل از بنیاد دارد
هر که را دیدم به شکلی خنده زد بر حال و روزم
خوش به حال آنکه چشمی کور مادر زاد دارد
سعید طلایی هستم