91

سرتان سبز
دلتان شاد
دماغتان چاق
نوروزتان پیروز

سرتان سبز
دلتان شاد
دماغتان چاق
نوروزتان پیروز
با آمدن بهار ما گل کردیم
یاد از گل و مرحومه بلبل کردیم
با وعده این که می رسد فروردین
سرمای سه ماه را تحمل کردیم
از جانب ابر چون که در تحریمیم
چندیست که با چاه تعامل کردیم
از جوش و خروش ماه نوروز همه
تبخیر شدیم بس که قل قل کردیم
تا یک ذره درد کمتری حس بکنیم
در لحظه تزریق بلا ، شل کردیم
هی فال گرفتیم و بد آمد بعدش
با همت بیشتر تفال کردیم
امسال که هفت سینمان سکه نداشت
فکر سمنو و فکر سنبل کردیم
چون خرج مسافرت به شدت بالاست
یک گوشه نشستیم و توکل کردیم
تا روحیه مان کمی دگرگون بشود
با تک تک فامیل تعامل کردیم
از بس که تعارفات کردند به زور
یک عالمه آجیل تناول کردیم
با هفت عدد چای که رویش خوردیم
این هاضمه را به شدت اسکل کردیم
چون بچه صاب خانه (!) عیدی می خواست
هی پا نشدیم، هی تعلل کردیم
در آخر داستان هم از ناچاری
عیدی دو عدد ماچ تبادل کردیم
امسال شبیه سال های پیش است
هر چند تقاضای تحول کردیم
انگار که کارمند یعنی که همین
با کوشش مستمر تنزل کردیم
ای ماه با نگاه تو آیات عشق را
از عرش خوانده بر دل من می نگاشتند
وقتی که مست می شدم از تو فرشته ها
من را به روی شانه خود می گذاشتند
...
...
"حق با سکوت بود" که حتی همین دو بیت
چیزی برای از تو سرودن نداشتند