نیمه کاره ها

واقعا حوصله تکمیل کردنشونو ندارم.شاید بعد ها...ببخشید...

 

(۱)

فرار می کنم از خود ولی کدامین راه

ز خویش دور نماید مرا نمی دانم

چقدر بودن با خود کسل کننده شدست

چرا چنین شده ام من؟چرا؟نمی دانم

صدای عشق می آید ولی چه فایده؟هان؟

برای من که از این ماجرا نمی دانم

هزار پرسش و اما ضمیمه عشق است

سکوت می کنم اما تو را نمی دانم...

 

(۲)

درست در وسط این مسیر طولانی

تمام می شوم و ناتمام می مانی

چه سهل ممتنعی بود زهر شیرینت

چقدر کفر به تن وصله داشت آیینت

چقدر اشک به چشمان من گره زده ای

به مجلس شب هفت دلم خوش آمده ای

به مجلس شب هفتی که خود در آن بودم

که پیش مرگ تمامی عاشقان بودم

...

 

دانشگاه

سلام

یه شعر طنز گفتم درباره دانشگاه.

لازم به توضیح دیدم که سوء برداشت نشه قصد توهین به عزیزانی که زحمت کشیدند و تو دانشگاه ها قبول شدنو ندارم.منظورم اینه که این قدر دانشگاه های با سطح زیر صفر تو ایران زیاد شده که همه فکر می کنن اگه دانشگاه نرن آسمون به زمین می آد!!!این همه هم مهندس بی سواد ریخته...کو کار؟؟؟

حاج مشدی برات آمده دانشگاه

جای عتبات آمده دانشگاه

امسال دو میلیون و دو تا دانشجو

چون نقل و نبات آمده دانشگاه

با پول فروش گله بزهایش

چوپان دهات آمده دانشگاه

چادر به کمر رقیه جان کوزه به سر

از پای قنات آمده دانشگاه

اصغر با خر علیرضا با پیکان

کامبیز با فیات آمده دانشگاه

هر بچه ی مایه دار یک دانشجوست

صندوق صدقات آمده دانشگاه

گویند فری خفن هم اینک جهت

بهبود سوات(!) آمده دانشگاه

مامان حسن کچل به او گفته برو

او هم زده قات! آمده دانشگاه

از دست پلیس ها فراری گشته

چاقو کش لات آمده دانشگاه

باور بکن اشمال دودو منگ و خمار

از پای بساط آمده دانشگاه

مریخ تو کنکور پذیرفته شده

از بین کرات آمده دانشگاه

هیتلر ،اوباما ،گاندی ،آقا محمود(!)

یاسر عرفات! آمده دانشگاه

از دفتر خود شنیده ام مدیر کل

با حفظ سمات(!) آمده دانشگاه

امسال نماینده مجلس جهت

رفع شبهات آمده دانشگاه

برخیز انیشتین برو نجاری

نجار به جات آمده دانشگاه

استاد ز پشت کوه ها،دانشجو...

از پشت فلات! آمده دانشگاه

خوابگاه برای سوسک ها جا دارد

شاه حشرات آمده دانشگاه

فی الجمله که هر که هست بر روی زمین

در قید حیات آمده دانشگاه!!!